تبلیغات
اشک غزل... - .: خداحافظی...
اشک غزل...
چه می شود که غزل ، بغض می کند گاهی؟!...

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

.: خداحافظی...


یه چند روز بعد با یه آدرس دیگه میام

اگه شد البته و ببینم که هنوز چرند و پرندی میتونم بنویسم...

مدیر وبلاگ
جمعه 23 مهر 1389 06:49 ب.ظ
سلام
دوست گلم این کامنت متعلق به یه
وبلاگ گروهی هست....
(با محتوای شعر،داستان،ترانه،جملات
و هر چیز ادبی که به نظر شما میرسه...)
اگر مایل به همکاری در این وب هستید
می تونید با کامنت گذاشتن
و اطلاع دادن به مدیر این وبلاگ آمادگی
خودتون رو بیان کنید...
راستی یه چی بگم نام شهری که در اون
ساکن هستید رو هم بگید تا در کنار
اسمتون بذاریم...
با تشکر:مدیر وبلاگ
وحیده
سه شنبه 8 تیر 1389 09:52 ق.ظ
سلام .توی وبلاگ جدیدت نتونستم نظر بدم...واسه همین اومدم اینجا....در هر صورت مباركه....موفق باشی
زهرا وار...
پنجشنبه 27 خرداد 1389 08:15 ب.ظ
سلام...

هر جا هستی خوش باشی...

یا حق.
لیندا
چهارشنبه 26 خرداد 1389 11:54 ق.ظ
تازه داشتم به اینجا عادت می کردم!
وحیده
سه شنبه 25 خرداد 1389 07:43 ب.ظ
حتی تو شعر هم چیزی رو به خدا ترجیح نده!
پاسخ گم از گور خویش : اینو به صورت شوخی تو گفتگوم با یه نفر گفتم، دیدم جالب بود زدم...
منظورم این بود که من خدایی میخوام که همرام باشه، تو دستم جا شه که بتونم لمسش کنم...
وحیده
سه شنبه 25 خرداد 1389 12:29 ب.ظ
چرا؟
زهرا وار...
دوشنبه 24 خرداد 1389 09:18 ب.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

به قول «سیّدعلی صالحی» :
من که کسی نیستم
بادآوارده ی بی قرار ِ علاقه ای
به در مانده ی دمی
بی راه رفته ی گم از گور ِ خویش.
مدیر وبلاگ : گم از گور خویش

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان