تبلیغات
اشک غزل... - آیا از شما می توان پرسش کرد؟!...
اشک غزل...
چه می شود که غزل ، بغض می کند گاهی؟!...

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آیا از شما می توان پرسش کرد؟!...


سلام آقا !

امروز جمعه بود...

خیلی ها تا لنگ ظهر خوابیده بودند مثل من...

خیلی ها رفتند پیک نیک...

خیلی ها رفتند یه دست فوتبال زدند ، حالشو بردند...

خیلی ها رفتند سالن های استخر ، تنی به آب زدند و دلی تازه کردند...

خیلی ها غسل جمعه و جنابتشون رو کردند و  رفتند به سوی تریبون های مقدّس نماز جمعه...

من هم که مثل همیشه : « جمعه  حرف تازه ای برام نداشت »...

امشب داشتم تماشا می کردم شبکه ی یک رو... آقای x امام جمعه ی تهران ، نماینده ی نائب بر حقتون داشتند دُر می فشاندند...

پیام ملت رو در بیست و دوی بهمن تشریح می کرد...

خیلی خوب پیام مردم رو شنیده بود...

امّا من هم که هر سال شرکت نمی کردم ، امسال شرکت کرده بودم ؛ امّا پیام من اینا نبود!...

مگه من هم جزو این ملّت نیستم؟!

بگذریم... اینا که همه اش شرّ و ور بود...

غرضم از مزاحمت این بود که :

آیا میشه از شما سوال پرسید؟

اگه میشه بپرسم ، وگر نه که قصد محاربه ندارم و لال می شم...

بگم؟

بگم؟

چرا هیچی نمی گین ؟

سکوت ِ شما از رضایته ، با مثل سیاوش قمیشی دلتون اهل شکایت نیست؟

حالا که همه از شما و حرفاتون و اعمالتون به نفع خودشون برداشت می کنند ، من هم این کار رو می کنم پس و سکوتتون رو میذارم پای رضایتتون!...

سؤالم اینه که :

شما هم وقتی حکومت تشکیل دادین ، برای حفظ و ثباتش ، جی میل ِ منو فیلتر می کنید آیا؟!

راستی یادم رفت بگم...

یه عدّه هم منتظر اومدنتون بودند ، مثل همین خاله خانم ِما ...

خدا حافظ آقا !
ارادت ندارم خدمتتون
شیعه تون هم نیستم
پس:
محبّ شما
شاعر ِ مرده

ایمان
سه شنبه 17 فروردین 1389 07:03 ب.ظ
خوشمان آمد ! :دی
غریب
یکشنبه 9 اسفند 1388 07:46 ب.ظ
سلام
بالا غیرتا سیاوش قمیشی رو حذف كن
از آقا خجالت بكش
پاسخ گم از گور خویش : سلام
متنی رو که نوشتم دیگه دست نمی برم توش! تکیه ی کلام ام رو سیاوش نبوده ، منظور ترانه ی شکایت بوده (سکوت ام از رضایت نیست ، دلم اهل ِ شکایت نیست ) اگر می گفتم فلان ترانه شاید کسی نمی دونست چی میگم...
کار بنده از خجالت گذشته... آقا خودش می دونه...
در ضمن یه حدیث داریم به این ترتیب که میگه: کلمواالناس علی قدر عقولهم...
یه جورایی میشه این حدیث رو تعمیمش داد به این قضیه؛ من سطحم همینه... ان شاالله دلخور نمیشه...@};-
از تذکرت ممنون
سوین
یکشنبه 2 اسفند 1388 09:27 ق.ظ
چه برکتی دارد
نبودنت
با نامت
نان می خوریم



آب و خاک
به نام توست
ولایت عهدی کن آقا



تا نیستی
فقط از تو
حرف
می زنیم



اوضاع روزگار
بر وفق مراد است
ملالی نیست
باور کن
ملالی نیست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

به قول «سیّدعلی صالحی» :
من که کسی نیستم
بادآوارده ی بی قرار ِ علاقه ای
به در مانده ی دمی
بی راه رفته ی گم از گور ِ خویش.
مدیر وبلاگ : گم از گور خویش

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان