تبلیغات
اشک غزل... - چند دیالوگ زیبا...
اشک غزل...
چه می شود که غزل ، بغض می کند گاهی؟!...

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

چند دیالوگ زیبا...

سوته دلان - علی حاتمی :

داداش حبیب! ما داداشیم، از یه خمیریم، اما تنورمون علی حده اس. تنورِ شما عقدی بود، مالِ ما تیغه ای ـ صیغه ای. کلّه شماها شد عینهو نون تافتون، گرد و تُلمبه قلمبه، کلّه ما شد عینهو نون سنگک. خوب شد که بربری نشدیم !

کمال الملک - علی حاتمی :

کار جهان به اعتدال راست میشود. همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید...اتابک بدش نیاید، ما که صدراعظم مثل بیسمارک نداریم که نقاش باشی آن طوری داشته باشیم. بیله دیگ، بیله چغندر !

خانه ای روی آب - بهمن فرمان آرا :

دکتر سپید بخت - رضا کیانیان : من فکر می کردم این ماییم که بی اعتقادیم ... ولی نسل شما واقعا دست همه ما رو از پشت بسته 

مژگان - بهناز جعفری : وقتی آینده ای نداری مثل اینه که خانه ات را روی آب بسازی ... ما یاد گرفتیم که شناگرهای خوبی باشیم!

رئیس ِ مسعود كیمیایی

سیامک : عشق اگه ناموس بشه عشقه. 

آرش : ببین! ناموس هم عین چراغ نگاریه، دوره َش تمومه. 

سیامک : پس هیچ وقت دور و بر چراغ نگاری من نپلک، چون هنوز یه چیزهایی هست که قدیمه. می کشمت قدیمیه، ولی من می کشمت! 

آل پاچینو در صورت زخمی: 

من همیشه راست میگم حتی موقعی که دروغ میگم!

دست آخر - ساموئل بکت :

پسر: پست فطرت ! چرا منو بوجود آوردی ؟ پدر : نمی دونستم. پسر : چی ؟ چی رو نمی دونستی ؟ پدر : اینکه اون تو می شی!

رامسس در فیلم ده فرمان خطاب به نفرتیتی : 

تو مال من خواهی شد همچون سگ ام .....اسب ام ....و شاهین ام جز اینکه من تو رو را بیشتر از آنان دوست خواهم داشت و کمتر از آنها به تو اعتماد دارم !

شب های كابیریا : 

- اگه جسی زنگ زد من خوابم ... اگه اصرار كرد من خوابم ... اگه خیلی اصرار كرد یادت نره كه من خوابم!

كوین اسپیسی در فیلم مظنوین همیشگی :

بزرگترین نیرنگ شیطان این بود كه به دنیا قبولوند كه وجود نداره !

پدر خوانده :  

پدرم همیشه میگفت:دوستانتو به خودت نزدیك كن و دشمنانتو نزدیك تر!

گاوخونی - بهروز افخمی:

راوی (بهرام رادان) : بابا ! راس میگن كه مادر از دست تو دق كرد و مرد ؟ پدر (عزت الله انتظامی) : نه . من از دست مادرت دق كردم . راوی : ولی وقتی كه تو مردی مادرم زنده نبود . پدر : زنده نبود ، ولی من هر شب خوابشو میدیدم . روای : منم هر شب خواب تو رو میبینم . پدر : پس بپا دق نكنی!

بهشت میتواند صبر کند (1943) :

ناغافل خوابم برد . وقتی بیدار شدم قوم و خویش دورم جمع شده بودند و فقط حرفهای خوب خوب درباره ام میزدند .اون وقت بود که فهمیدم مردم!

مخمصه :

- همیشه آماده باش تا هر چیزی رو كه داری بتونی تو 30 ثانیه ترك كنی!

دندان مار - مسعود كیمیایی:

یك جا هست كه باید وایستی.یك جا هم هست كه باید درری اما خدا نكنه جای این دوتا با هم عوض شه كه دیگه تا اخر عمر بدهكار خودتی !

گوزنها - مسعود کیمیایی  :

وقتی رفتی نفهمیدم کی داره میره . حالا که اومدی می فهمم کی اومده . . . هنوزم کم حرف میزنی . . . هنوزم ماتی . . . هنوزم تو چشات عشقه . . . حتما هنوزم دروغ نمی گی ! مثه یه کفتر روی شونه ی من . صفای قدمت . . . 

چه كسی امیر را كشت - مهدی كرم پور :

دوست خیالی كه واقعا دوستت باشه خیلی بهتر از یه دوست واقعیه كه خیال میكنی دوستته !

شب ها روشن - فرزاد موتمن :

حرفای خوب همیشه مال ادمای خوب نیست...

نسل سوخته :

وقتی که خدا داشت خوشبختی رو تقسیم می کرد اون خدا بیامرزا منو تو کدوم سوراخی قایم کرده بودن که حالا کارم شده گند و گه تمیز کردن اونم به اذن شازده!

کلینت ایتسوود به دزد بانک در هری کثیف :

میدونم به چی داری فکر میکنی ... که شش تا گلوله در کرده یا پنج تا ؟ خب ، راستش رو بخوای وسط این همه بریز و بپاش ، حسابش از دست خودم هم در رفته . ولی از اونجا که این یه مگنوم چهل و چهاره یعنی قوی ترین سلاح کمری دنیا و مغزتو راحت متلاشی میکنه ، بهتره از خودت فقط یه سئوال بکنی : شانس آوردم ؟ خب ، واقعا شانس آوردی آشغال ؟

فیلم درخشش(The Shining) :

جک تورنس:وقتی صدای تایپ کردن رو میشنوی یعنی اینکه من دارم اینجا کار می کنم.یعنی اینکه اینجا نیا و مزاحم من نشو.فکر می کنی میتونی این کار رو انجام بدی؟وندی:آهان!!جک تورنس:خوب چرا از همین الان شروع نمی کنی و گورتو گم نمی کنی؟

بانی : این ماشین که مال ما نیست .. کلاید : چرا، هست ... بانی : اما ما با اون یکی اومدیم ... کلاید : خوب دلیلی نداره که با همونم برگردیم[ بانی و کلاید ]

ما بدنیا که میاییم گریه کنون میاییم ٬ از دنیا هم که میریم برامون گریه میکنن ٬ وسطش هم باید خودمون انقدر گریه کنیم تا با اشکامون شسته بشیم ٬ زلال بشیم ٬ بزنیم بیرون (سلام سینما – محسن مخملباف)

مخمصه نیل مک کالی:

یه بار یه مردی بهم گفت «به خودت اجازه نده جوری گیر چیزی بیافتی که وقتی یه گوشه تو مخمصه میافتی نتونی تو ۳۰ ثانیه ازش دل بکنی» حالا اگه تو میخوای با من باشی و هرجا که من میرم تو هم بیای، چطور انتظار داری که... که ازدواج کنیم؟!

mallena : 

توی زندگیم خیلی زنها رو دوست داشتم . همشون توی آخرین دیدار ازم میپرسیدن آیا هرگز فراموششون خواهم كرد؟ و من میگفتم بله ... تنها كسی كه فراموش نكردم كسی بود كه هرگز نپرسید ...



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

به قول «سیّدعلی صالحی» :
من که کسی نیستم
بادآوارده ی بی قرار ِ علاقه ای
به در مانده ی دمی
بی راه رفته ی گم از گور ِ خویش.
مدیر وبلاگ : گم از گور خویش

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان